پدر شعر انقلاب اسلامی در گذشت

بسم الله الرحمن الرحیم «دل شهرنشینان پرستویی در قفس است. پرستو را با گرما عهدی است که هر بهار تازه می‌شود. وطن پرستو بهار است و اگر بهار مهاجر است، از پرستو مخواه که بماند. اما وطن مألوف پرستوی دل، فراسوی گرما و سرما و شمال و جنوب، در ماوراست، در ناکجا. ناکجا دیار عدم است و شاعر نیز ناکجاآبادی است. مردمان مسافر کاروان مرگند، اما خود نمی‌دانند. مرگ کاروان‌دار سفر زندگی است. کجاوه ثابت می‌نماید، اما کاروان در سفر است. شاعر مرگ‌اندیش است و اهل حضور، و این‌همه را به مشاهده درمی‌یابد؛ نه با عقل، که با دل....

ادامه مطلب